چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۱

طبق گفته صاحبان مناطق توریستی، بسیاری از روستاها، ازجمله روستاهای جزیره قشم، در سال‌های گذشته فضای توریستی و تفریحی پیدا کرده بودند و درآمد حاصل از گردشگری، منبع امرار معاش بسیاری از خانواده‌ها بود. در حالی که الان در این روستاها کافه‌ها و رستوران‌ها تعطیل، قایق‌های تفریحی بدون مسافر و صیادان بدون مشتری شده‌اند. با این حال، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کل و حتی مناطق جنوبی مداخله‌ای در این زمینه نداشتند.

مرگ گردشگری در جنوب

 به گزارش سلامت نیوز به نقل از شرق، مکان‌های توریستی زیادی در جنوب تخلیه شده و املاک آنها برای فروش یا اجاره گذاشته شده است. حتی برخی صاحبان این کسب‌وکارها دیگر مجوزهای گردشگری خود را تمدید نکرده‌اند. ورشکستگی صنعت گردشگری در جنوب ایران با شروع جنگ و شدت تورم‌ها افزایش پیدا کرده و حالا صاحبان بوم‌گردی‌های جنوب کشور از تعطیل‌شدن بخش قابل‌ توجهی از کسب‌وکارهای مرتبط با گردشگری در این مناطق خبر می‌دهند. بر اساس بررسی‌ها، حتی بوم‌گردی‌های کوچک باعث درآمدزایی برای ۱۰ تا ۳۰ نفر به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم می‌شوند.

طبق گفته صاحبان مناطق توریستی، بسیاری از روستاها، ازجمله روستاهای جزیره قشم، در سال‌های گذشته فضای توریستی و تفریحی پیدا کرده بودند و درآمد حاصل از گردشگری، منبع امرار معاش بسیاری از خانواده‌ها بود. در حالی که الان در این روستاها کافه‌ها و رستوران‌ها تعطیل، قایق‌های تفریحی بدون مسافر و صیادان بدون مشتری شده‌اند. با این حال، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کل و حتی مناطق جنوبی مداخله‌ای در این زمینه نداشتند.

بر اساس آمار رسمی مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌ دستی هرمزگان، تاکنون ۱۱۰ فروند لنج آسیب دیده، دو شناور تفریحی نیمه‌کروز از مدار خارج شده‌اند، دست‌کم دو اثر تاریخی استان آسیب دیده و حدود ۴.۵ میلیون گردشگر از سفر به این استان منصرف شده‌اند.

این موضوع باعث از بین رفتن درآمد بسیاری از کاسبی‌های کوچک شده است. البته این وضعیت بحرانی صنعت گردشگری جنوب ایران فقط به روزهای جنگ و شدت تورم در شرایط حاضر برنمی‌گردد و ریشه‌های آن به سال‌های قبل برمی‌گردد.

به‌طور مثال رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی آبادان در بهمن ۱۴۰۳ در توضیحی از شرایط توریستی جنوب ایران گفته بود: «حال گردشگری جنوب‌ غرب ایران خوب نیست». با این حال، حملات به جنوب ادامه دارد و در برخی موارد خسارت‌های قابل‌ توجهی به بار آورده است. حتی مسافرانی که در چند ماه گذشته به مناطق تفریحی جنوب سفر کرده‌اند، از شنیدن صدای حملات در فاصله‌ای دورتر از محل اقامت خود روایت می‌کنند؛ صداهایی که با وجود فاصله، باعث نگرانی آنها شده است. از طرفی بررسی سایت‌های گردشگری و رزرو اقامتگاه‌های جنوب هم نشان می‌دهد بیشتر اقامتگاه‌ها خالی هستند و رزرو چندانی در آنها نشده است.

بوم‌گردی‌های قشم را فروختند و رفتند

«یوسف تاتا»، مدیر اقامتگاه خالو منصور در روستای ساحلی نقاشه قشم، درباره وضعیت این روزهای بدون میهمان در اقامتگاه می‌گوید: «از روز شروع جنگ، اقامتگاه ما تعطیل است. فضای بوم‌گردی ما چون حالت بومی و کلاسیک دارد، مخاطبانش بیشتر مردم تهران و شهرهای بزرگ مثل مشهد و شیراز هستند. با شرایط فعلی نه امیدی داریم و نه امکان برنامه‌ریزی برای ماه‌های آینده؛ چون هیچ چیز مشخص نیست و شرایط سختی را طی می‌کنیم. ظرفیت ما ۲۰ نفر است و چند ماهی شده که به تعداد بسیار محدود میهمان داشتیم. سال قبل هم که ارز مقداری افزایش پیدا کرده بود، تعداد توریست‌های ما کم شد. با هر تغییر اجتماعی می‌بینیم که رفت‌وآمد توریست چقدر تحت تأثیر قرار می‌گیرد و آن زمان هم شرایط خوبی نبود». این صاحب بوم‌گردی از تأثیر این شرایط بر اقتصاد کل روستا می‌گوید که به هر شکل، خانواده‌ها را درگیر کرده است: «جمعیت روستای ما کم است. حتی بچه‌هایی از تهران و شهرهای دیگر هم اینجا آمدند و کافه و رستوران‌های شیک راه انداختند، اما این روزها از نظر گردشگری هیچ‌کس کاری انجام نمی‌دهد. آن صیادی که ماهی می‌گرفت و آن ماشینی که مسافرها را جابه‌جا می‌کرد، همه مجبور شدند به شغل‌های دیگری رو بیاورند. بعضی‌ها سراغ کارهایی مثل قاچاق رفته‌اند و حتی صیادی هم برای بعضی‌ها دیگر با سرمایه‌گذاری‌ای که انجام داده بودند، همخوانی ندارد. بچه‌های تهران و شهرهای دیگر که اینجا سرمایه‌گذاری کرده بودند نیز مجبور شدند ملک و زمین‌هایشان را زیر قیمت بفروشند و از اینجا بروند. مثلا در خردادماه خیلی‌هایشان می‌گفتند دنبال مشتری هستند تا ملکشان را بفروشند.

بنابراین دیگر کسی هم اینجا سرمایه‌گذاری نمی‌کند». با این حال از احتمالی صحبت می‌کند که در این مدت بارها با دیگر اهالی روستا درباره آن گفت‌وگو کرده‌اند: «اگر شرایط جنگ نباشد، صدای انفجار نباشد و پروازها سر جای خودشان باشند، احتمالا میهمان به منطقه ما می‌آید. اما اگر صدای انفجار باشد، خیلی‌ها نمی‌آیند. از طرف دیگر، مردم از کنسل‌شدن پروازها می‌ترسند و ریسک نمی‌کنند. در همان جنگ ۱۲روزه، در اقامتگاه ما میهمان‌های زیادی بودند که چون پرواز نبود، مجبور شدند حدود ۲۰ میلیون تومان هزینه کنند و با ماشین بروند. برای همین مردم خیلی ریسک نمی‌کنند که بیایند، چون ممکن است برنامه سفرشان به مشکل بخورد. به نظرم تورم در شرایط توریستی اینجا تأثیر دارد، ولی اگر جنگ نباشد، باز هم خیلی‌ها می‌آیند». او از تأثیر حال عمومی کشور بر تعداد توریست در منطقه می‌گوید: «در سال گذشته درآمد زیادی نداشتیم. بهمن‌ماه پیک کاری ماست، اما به دلیل اتفاقات سال قبل، میهمان خاصی نداشتیم. فروردین تا خرداد هم معمولا زمانی است که توریست زیاد داریم، ولی به برآوردی که نیاز بود نرسیدیم. الان مشخص نیست این وضعیت و بلاتکلیفی قرار است تا چه زمانی ادامه داشته باشد. ما نه می‌توانیم برای ماه‌های آینده برنامه‌ریزی کنیم و نه می‌دانیم شرایط چه زمانی به ثبات خواهد رسید».

آواره شده‌ایم

مدیر بوم‌گردی‌ «مانِ همیشه سبز» در بوشهر از شرایط سخت کار در این روزها می‌گوید که جنگ و تورم شدید امکان حضور توریست را به کمترین تعداد خود رسانده است: «وضعیت واقعا خراب است. ما تقریبا هیچ میهمانی نداریم و عملا آواره شده‌ایم. اقامتگاه مثل سال‌های قبل رونق ندارد و شرایط اصلا قابل مقایسه با هیچ‌ وقت دیگری نیست. هر سال در انتهای تابستان، فصل سفر به جنوب شروع می‌شد و از حدود دو ماه دیگر رزروها افزایش پیدا می‌کرد. اقامتگاه ما کامل تعطیل نیست، اما میزان مسافر حتی مثل سال قبل هم نیست. اقتصاد ایران در حال حاضر تقریبا خوابیده و این شرایط روی کسب‌وکار ما هم تأثیر گذاشته است. بوم‌گردی ما در یک نقطه خاص و توریستی بوشهر قرار دارد و از معدود اقامتگاه‌های خوب نزدیک ساحل است. با این حال رزرو خاصی نداریم. البته برای پاییز امیدواریم. باید امیدوار بود تا به امید خدا جنگ تمام شود و کسب‌وکارها دوباره به شرایط عادی برگردند».

«عبدالرحمان تاتا» هم مدیر یک اقامتگاه بوم‌گردی در قشم است که گردشگری آنها به دلیل نزدیکی به جزیره هنگام و جنگل حرا، فضای خاصی را ایجاد کرده، با این حال آنها هم هیچ توریستی ندارند: «اقامتگاه ما شش اتاق دارد و ظرفیت اقامتی‌مان حدود ۱۲ تا ۱۸ نفر است. با این حال از عید که معمولا پیک کاری ماست، فعالیتی نداشتیم. ولی خودمان را امیدوار نگه می‌داریم و به خودمان می‌گوییم شاید یک ماه دیگر همه‌چیز درست شود و بتوانیم دوباره فعالیت کنیم. از اسفند تا حدود ۲۰ فروردین درگیر جنگ بودیم و هیچ فعالیتی انجام نمی‌شد. بعد از آن هم شرایط حمل‌ونقل، بسته‌بودن فرودگاه‌ها و نبود پرواز باعث شد کسی نیاید. بعد هم دوباره در قشم یک‌سری درگیری‌ها و اتفاقات افتاد و هنوز هم ادامه دارد. اگر هم گردشگری باشد، بیشتر کسانی هستند که به سمت بندرعباس یا خود شهر قشم می‌روند و معمولا سراغ خیلی از جاهای گردشگری و اقامتگاه‌های بوم‌گردی نمی‌روند. خلاصه فعلا هیچ کاری از دست ما برنمی‌آید و فقط امیدواریم همه‌ چیز درست شود». مدیر این اقامتگاه درباره مقایسه وضعیت امسال با سال‌های گذشته می‌گوید: «در این پنج سال که اقامتگاه دارم، می‌بینم سال ‌به ‌سال شرایط ضعیف‌تر می‌شود.

شهریور و مهر پارسال هم نسبت به سال‌های قبل ضعیف‌تر بود، اما امسال دیگر هیچ خبری نیست. پارسال شاید در هفته سه، چهار تماس داشتم. آدم‌هایی تماس می‌گرفتند تا برای سفرشان برنامه‌ریزی کنند، قیمت بگیرند، درباره وضعیت آب‌وهوا بپرسند و شرایط را جویا شوند. همین تماس‌ها برای ما جای امید داشت. خودمان را آماده می‌کردیم. حتی هزینه می‌کردیم. تعمیرات انجام می‌دادیم و اگر دست‌مان هم خالی بود، اقساطی کارها را انجام می‌دادیم، به امید اینکه اگر مهر نشد، در آبان و آذر دیگر شرایط درست می‌شود. واقعا هم همین‌طور می‌شد». او ادامه می‌دهد: «امسال امکان این ریسک را هم نداریم. اقامتگاه هر سال نیاز به بازسازی دارد، اما دیگر جرئت نمی‌کنیم پولی بگذاریم و ریسک کنیم؛ چون اگر دوباره همان اتفاقات بیفتد، دیگر نمی‌شود هزینه‌ها را جبران کرد».

در فکر تغییر شغل هستیم

طبق گفته‌های این مدیر بوم‌گردی، حالا همه به فکر شغل‌های دیگر هستند: «به فکر شغل دوم و سوم هستیم تا حداقل خرج روزمره را دربیاوریم. حتی سیستم گردشگری و مدیریت گردشگری حمایت خاصی نمی‌کند که ما بگوییم آنها از یک سمت دارند حمایت می‌کنند و پس قرار است اتفاقات خوبی بیفتد. یک‌سری وعده و وعید می‌دهند. الان هم خیلی از افراد که برای کسب‌وکار اینجا بودند، در همین چند ماه جمع کردند و رفتند. در روستای ما حدود هشت یا 9 اقامتگاه بوم‌گردی وجود دارد که به همین سبک فعالیت می‌کنند. مثلا چند کافه خوب داریم که همه تعطیل است. زندگی همه اهالی به گردشگری منطقه وصل بود. به شکل مستقیم و غیرمستقیم همه از این راه کسب درآمد داشتیم. مثلا خودم یک اقامتگاه با چهار پرسنل دارم که آنجا فعالیت می‌کنند. از طرفی حداقل چهار راننده با ماشین‌هایشان برای من فعالیت می‌کنند. اینها کسانی هستند که کاملا مستقیم درگیر این قضیه‌اند. در مجموع، حداقل ۱۰ نفر به‌صورت مستقیم برای ما شاغل بودند که الان همه بیکارند یا به سمت کار دیگری رفته‌اند؛ کاری در حد اینکه بتوانند خرج روزمره‌شان را دربیاورند. از طرفی کل خانواده من، خانواده برادرم و خانواده خواهرم همگی درگیر این شغل هستند. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، من مستقیم می‌بینم که سفره خانواده‌ها دارد خالی می‌شود. اگر بخواهیم اشتغال غیرمستقیم را هم حساب کنیم، تعداد خیلی بیشتر می‌شود.

من با یک اقامتگاه حداقل می‌توانم بگویم ۱۰ نفر به‌صورت مستقیم و خیلی راحت ۲۰ نفر به‌صورت غیرمستقیم بیکار یا کم‌کار می‌شوند. حالا همه اینها را در یک روستای حدود هزارو ‌۵۰۰ نفری در نظر بگیرید. تقریبا می‌توان گفت حدود ۳۰۰ نفر به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم از همین سیستم گردشگری و اقامتگاه‌ها امرار معاش می‌کردند. حالا این افراد بیکار می‌شوند؛ رستوران‌دار، کافه‌دار و همه کسانی که در این زنجیره درگیر بودند، همگی تحت تأثیر قرار می‌گیرند و می‌دانم روستاهای دیگر هم همین شرایط را دارند».

او به صحبت‌هایش ادامه می‌دهد و از همین وضعیت در روستای طبل می‌گوید: «اگر روستای طبل را در نظر بگیرید، حداقل ۵۰ درصد مغازه‌ها وابسته به گردشگر هستند. آدم‌ها سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی کرده‌اند که وقتی گردشگر می‌آید، درآمد داشته باشند. الان که می‌رویم، یا مغازه‌ها تعطیل هستند یا طرف مغازه را باز کرده و نشسته است. فرقی نمی‌کند در خانه بنشیند یا در مغازه؛ در هر صورت درآمدی ندارد. واقعا شرایط خیلی بد است. خدا کند در این یک ماه اتفاق خوبی بیفتد. اگر در مهر و آبان ببینیم تلفن زنگ می‌خورد و آدم‌ها درباره آب‌وهوا و شرایط سؤال می‌کنند، یعنی در حال برنامه‌ریزی برای سفر هستند که نشان بهترشدن شرایط است. حتی خیلی از بچه‌هایی که من می‌شناسم، مجوزهایشان تمام شده و برای تمدید دیگر اقدامی نکرده‌اند. طرف دیگر امیدش را از دست داده است. می‌گوید من برای چه چیزی مجوزم را تمدید کنم؟ وقتی امیدی به ادامه کار ندارم، چرا باید بروم مجوزم را تمدید کنم؟ این خودش نشان می‌دهد که شرایط چقدر روی فعالان گردشگری اثر گذاشته است».

سازمان گردشگری هم ناامیدمان کرد

صاحب یکی از بوم‌گردی‌های قشم که همچون دیگر همکارانش با تعطیلی مجموعه مواجه شده است، درباره جای خالی حمایت‌های دولتی می‌گوید: «در سال‌های گذشته، جلسات مشخصی با حضور مسئولان حوزه گردشگری برای بررسی وضعیت منطقه و برنامه‌ریزی برای فصل سفر برگزار می‌شد، اما امسال خبری از این جلسات نیست. حتی اطلاع‌رسانی مشخصی درباره برنامه سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع ‌دستی برای حمایت از کسب‌وکارهای گردشگری انجام نشده است. در شرایطی که بسیاری از اقامتگاه‌ها و کسب‌وکارهای گردشگری با کاهش شدید مسافر و درآمد مواجه‌اند، انتظار این بود که حداقل جلساتی برای بررسی وضعیت و پیداکردن راهکار برگزار شود. نبود همین پیگیری‌ها و جلسات، ناامیدی را بیشتر کرده است؛ چون احتمالا چشم‌انداز مشخصی برای ادامه فعالیت و بازگشت گردشگری به منطقه وجود ندارد».

آسیب به چهره یک مقصد گردشگری

رامین نوری، کارشناس گردشگری،  یکی از مهم‌ترین آسیب‌های جنگ به گردشگری را جدا از خسارت‌های مستقیم اقتصادی و معیشتی، ذهنیت گردشگر به آن منطقه می‌داند و می‌گوید: «مهم‌ترین آسیبی که جنگ می‌زند، جدا از بحث امنیت اقتصادی و معیشت و هر چیز دیگری، آسیبی است که به تصویر یک مقصد می‌رسد. جنوب کشور پیش از این هم تجربه جنگ ایران و عراق را داشته و پیامدهای آن همچنان بر جایگاه گردشگری این منطقه سایه انداخته است. شاید همچنان آن جایگاه و ابهتی که باید برایش ایجاد می‌شد، هنوز به دست نیامده بود. حالا هم حتی اگر یک جاهایی دوباره حالت صلح، آتش‌بس یا هر چیز دیگری برقرار شود، باز جنوب درگیر این داستان است و این مسئله کار را سخت‌تر می‌کند». این کارشناس درباره تأثیر ادامه این شرایط اضافه می‌کند: «سرمایه‌گذاری زمانی اتفاق می‌افتد که آدم‌ها احساس امنیت و آرامش کنند. آرامش و امنیت فقط به این معنا نیست که شما از یک موضوع خاص خیالتان راحت باشد و مجموع شرایط تأثیر دارد، یعنی از جهات مختلف به این احساس امنیت نیاز است. در بحث گردشگری، این موضوع اهمیت بیشتری دارد. مسائل امنیتی، سیاسی و همه این موارد در کنار هم قرار می‌گیرند و روی گردشگری اثر می‌گذارند».

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha